سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

46

تاريخ ايران ( فارسى )

اين جهان درگذشت . او در مرو مدفون گشت و اين سطور بر لوحهء مزارش منقوش بوده است « اى كسى كه آلپ ارسلان را ديدى كه سرش از رفعت و بلندى بر آسمان مىسائيد اينك بمرو آمده نگاه كن همان سر را چگونه با كمال ذلت در خاك خوابيده است . » آلپ ارسلان بلند قامت و در تيراندازى مشهور و معروف بود . سبيل‌هاى درازى داشت كه در هنگام جنگ آن را از عقب سر بهم گره ميزد . او كه تمامى روزگارش به كار زار گذشته بشجاعت و دلاورى و فتوت و جوانمردى و نيز ديانت و تقوى موصوف و معروف مىباشد و در توصيف او همينقدر بس كه بقابليت و لياقت نظام الملك در اداره و حسن انتظام كاملا پى برده و لذا تمامى اختيارات مملكت را به كف كفايت او گذارد و در نتيجه عدل و داد ، نظم و ترتيب و بالاخره امنيت و آرامش در سراسر امپراطورى حكمفرما بوده - است . از علم و هنر ترويج شده و سعادت و كامرانى بار ديگر بايران رو آورد و آن باندازه‌اى بوده است كه خاندان سلجوفى را در زمان اعتلاء وى بهيچيك از اسلاف آن نمىتوان مقايسه كرد . اوج امپراطورى سلجوقى تحت ملك شاه 485 - 465 هجرى ( 1092 - 1072 ) جلال الدين ابو الفتح ملكشاه در خراسان پيش از آخرين لشكركشى پدرش به وليعهدى اعلام گرديد . هنوز هفده سالش تمام نشده بود منصب خطير سلطنت و زمامدارى محول به او گرديد . البته جلوسش بر تخت خالى از معارض نبود ، اولا عمش قاورد به طرف رى روانه شده و در كرج « 1 » قسمت جنوبى همدان جنگ سختى روى داد كه سه شبانه‌روز دوام داشت و بالاخره مدعى تاج‌وتخت مزبور شكست خورد و در همين اثناء خان سمرقند ايلتگين بمملكت بناى تاخت‌وتاز را گذاشت و در ناحيهء ديگر ابراهيم سلطان غزنه عمش عثمان را دستگير كرد . ليكن ابراهيم تعقيب شده و بدست امير گومشتگين كه نوكرش انوشتگين مقدر بود سلسلهء خوارزمشاهيان يا سلاطين خيوه را تأسيس نمايد قلع و قمع . گرديد . بالاخره ملكشاه با حسن سياست و تدبير خواجه نظام الملك بتمامى اين طوفان سهمگينى كه از هرطرف متوجه سلطنت وى شده

--> ( 1 ) - Karaj